ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
349
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
رى بطوس رفت [ و ] شنبهء اوّل جمادى الاخر بمرد سال صد و نود و سه به جائى كه آن را سل [ 1 ] خوانند بديه سناباد بر ظاهر طوس . و عمر او چهل و پنج سال بود و پنج ماه ، و بروايتى چهل و هشت گويند [ 2 ] و پسرش صالح بر وى نماز كرد ، در نسب و حليت : ابو جعفر هرون بن محمد بن عبد اللّه المنصور ، و مادرش : خيزران . و هرون مردى بود نيكو روى و جعد موى سپيد گونه و دراز بالا و فربه و سفيدى بمحاسنش درافتاده بود ، وزير و كاتب او : هجده سال يحيى بن خالد بود ، و پسرانش فضل و جعفر ، و هرون ايشان را وزيران كوچك گفتى ، پس فضل الربيع بود تا آخر عهدش . نقش خاتم : باللّه يثق هرون و گويند : كن على حذر يا هرون . خلافت امين چهار سال و پنج ماه و دو روز بود و بديگر روايت سه سال و بيست و پنج روز و اندر تاريخ جرير پنج سال گويد [ 3 ] . و اللّه اعلم . و مأمون اندر خراسان با پدر بود و رشيد [ خراسان ] از [ عقبهء ] حلوان [ 4 ] بمامون داده بود ، و شام و آن حدود بمؤتمن داده بود ، و محمد الامين را بغداد دار الملك و ديگر ممالك ، و چون رشيد بمرد فضل ربيع با بهرى خزينه بسوى بغداد آمد ، و محمد الامين او را وزير كرد و مامون بخراسان بود و اندر ( 227 - آ ) خطبه نخست ذكر امين كردند [ ى ] پس آن مأمون و مؤتمن ، و چنين بماند ، پس فضل ربيع آغالش كرد و نام مأمون از خطبه بيفكند و مأمون خواست كه سپاه فرستد ، و دوبان منجم كه او را ملك كابل فرستاده بود بمأمون ، وى را نشان داد از مردى اعور كه اين كار تمام بكند ، و فضل بن سهل وزير مأمون بود آن نشانها را در طاهر
--> [ ( 1 ) ] كذا . . و اين محل شناخته نشد و سناباد مزرعهء بوده است در ظاهر نوقان طوس و باغ و قصرى اندر آن و مدفن وى نيز در همان قصر است كه امروز بقعهء حضرت رضا عليه السلام در آنجا است [ ( 2 ) ] ك : چهل و هفت سال و پنج ماه و پنج روز ( 6 ص 70 ) [ ( 3 ) ] ط : چهار سال و هفت ماه و سه روز و عمرش بيست و هشت سال ( 3 - 2 ص 938 ) ك : چهار سال و هشت ماه و پنج روز ( 6 ص 97 ) [ ( 4 ) ] عقبهء حلوان جائى است كه امروز از ذهاب شروع مىشود و آن را طاق و يا پاطاق ميگويند